پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

کو ره آن که نهم سوی شما گامی چند

محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند

ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید

هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند

گمرهان فضلا ترک جماعت کردند

تا رمیدند ز رسم و ره دین عامی چند

جمعه و عید و مصلا همه را در بستند

رهزن عام فریبی بد خوش نامی چند

پیروان نبی و آل و خدا یار شماست

چشم انعام مدارید ز انعامی چند

مصلحت‏هاست در اخفای امام ایزد را

نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند

سعی کن فیض که خود را برسانی به امام

تا بسوزند ز رشک تو خس و خامی چند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲مرا شوق حضور او ز سر بیرون نخواهد شد
  2. شمارهٔ ۵۳به کوی مهدی هادی گذر توانی کرد
  3. شمارهٔ ۵۴سال‏‌ها دل طلب وصل تو از ما می‏‌کرد
  4. شمارهٔ ۵۵پیشتر زانکه خدا خشت و گل آدم زد
  5. شمارهٔ ۵۶نقدها را بود آیا که عیاری گیرند؟
  6. شمارهٔ ۵۷کی باشد آن که مهدی ما پرده‌‏در شود
  7. شمارهٔ ۵۸جان بی‏لقای مهدی ذوقی چنان ندارد
  8. شمارهٔ ۵۹آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.