پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

اگر آن نائب رحمان ز درم باز آید

عمر بگذشته به پیرانه سرم باز آید

دارم امید خدایا که کنی تأخیری

در اجل تا به سرم تاج سرم باز آید

گر نثار قدم مهدی هادی نکنم

جوهر جان به چه کار دگرم باز آید

آن که فرق سر من خاک کف پایش باد

پادشاهی بکنم گر به سرم باز آید

کوس نو دولتی از بام سعادت بزنم

گر ببینم که شه دین ز درم باز آید

می‏روم در طلبش کوی به کو دشت به دشت

شخصم ار باز نیاید خبرم باز آید

فیض نومید مشو در غم هجران و منال

شاید ار بشنود آه سحرم باز آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱چو باد عزم سرای امام خواهم کرد
  2. شمارهٔ ۵۲مرا شوق حضور او ز سر بیرون نخواهد شد
  3. شمارهٔ ۵۳به کوی مهدی هادی گذر توانی کرد
  4. شمارهٔ ۵۴سال‏‌ها دل طلب وصل تو از ما می‏‌کرد
  5. شمارهٔ ۵۵پیشتر زانکه خدا خشت و گل آدم زد
  6. شمارهٔ ۵۶نقدها را بود آیا که عیاری گیرند؟
  7. شمارهٔ ۵۷کی باشد آن که مهدی ما پرده‌‏در شود
  8. شمارهٔ ۵۸جان بی‏لقای مهدی ذوقی چنان ندارد
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.