پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

به کوی مهدی هادی گذر توانی کرد

هوای نفس ز سر گر به در توانی کرد

تو غرق معصیتی در مقام آسایش

به کوی عصمت او کی گذر توانی کرد

به عزم دیدن رویش به راه تقوی پوی

که سودها کنی ار این سفر توانی کرد

گل مراد تو آنگه نقاب بگشاید

که خدمتش چو نسیم سحر توانی کرد

ز مخلصان حقیقی نهفته نیست رخش

غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد

ز مهر رویش اگر بر تو پرتوی افتد

چو شمع خنده‏زنان ترک سر توانی کرد

گدائی درِ آل پیمبر اکسیری است

گر این عمل بکنی خاک زر توانی کرد

بر آستان امامت دهند راه ای فیض

اگر غبارش کهل بصر توانی کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵پیشتر زانکه خدا خشت و گل آدم زد
  2. شمارهٔ ۵۶نقدها را بود آیا که عیاری گیرند؟
  3. شمارهٔ ۵۷کی باشد آن که مهدی ما پرده‌‏در شود
  4. شمارهٔ ۵۸جان بی‏لقای مهدی ذوقی چنان ندارد
  5. شمارهٔ ۵۹آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
  6. شمارهٔ ۶۰بخت از قدوم دوست نشانم نمی‏‌دهد
  7. شمارهٔ ۶۱گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد
  8. شمارهٔ ۶۲نفس برآید و مقصود بر نمی‌‏آید
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.