پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

بخت از قدوم دوست نشانم نمی‏‌دهد

دولت خبر ز راز نهانم نمی‌‏دهد

جان می‏‌دهم برای لقایش به صدق دل

اینم نمی‏‌ستاند و آنم نمی‌‏دهد

مردم ز اشتیاق در این پرده راه نیست

یا هست پرده‏‌دار نشانم نمی‌‏دهد

دانم به صبر دست دهد کام دل ولی

بدعهدی زمانه امانم نمی‌‏دهد

چندان که بر کنار چو پرگار می‌‏روم

دوران چو نقطه ره به میانم نمی‏‌دهد

گفتم روم به خواب و ببینم جمال دوست

از آه و ناله فیض امانم نمی‏‌دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲نفس برآید و مقصود بر نمی‌‏آید
  2. شمارهٔ ۶۳خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
  3. شمارهٔ ۶۴شوقت نه سرسریست که از سر به در شود
  4. شمارهٔ ۶۵لاف محبت او، بر قدسیان توان زد
  5. شمارهٔ ۶۶بود آیا که در وصل شما بگشایند ؟
  6. شمارهٔ ۶۷صاحب الامر مگر باز گذاری بکند
  7. شمارهٔ ۶۸مهدی چو به عدل دست گیرد
  8. شمارهٔ ۶۹گفتم کیم به طلعت تو شادمان کنند؟
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.