پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

بود آیا که در وصل شما بگشایند ؟

گره از کار فروبستهٔ ما بگشایند ؟

اگر از خوفِ ستم‏های اعادی بِـسِتند ؛

دارم امید که از بهر خدا بگشایند

به صفای دل صاحب قدمان در مذهب

بس در بسته به مفتاح دعا بگشایند

نامه تسلیت اهل ستم بنویسید

تا در عدل و امان بر رخ ما بگشایند

پر شد از جور و ستم روی زمین ای مهدی

وقت آن شد که درِ عدل شما بگشایند

در دل فیض غم هجر تو گردیده گره

این گره را بود آن کز دل ما بگشایند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸مهدی چو به عدل دست گیرد
  2. شمارهٔ ۶۹گفتم کیم به طلعت تو شادمان کنند؟
  3. شمارهٔ ۷۰دوش از جناب مهدی پیک بشارت آمد
  4. شمارهٔ ۷۱رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
  5. شمارهٔ ۷۲مژده ای دل که مسیحانفسی می‌‏آید
  6. شمارهٔ ۷۳بیا که رایت آن نائب آله رسید
  7. شمارهٔ ۷۴بهر مهر تو به فردوس براتم دادند
  8. شمارهٔ ۷۵درخت مهر اهل البیت نور دل به بار آرد
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.