پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

بهر مهر تو به فردوس براتم دادند

وز جهنم به ولای تو نجاتم دادند

در شب هجر تو بودم چو خضر در ظلمات

تا که از چشمه شوق آب حیاتم دادند

سرخوش از دوستی آل پیمبر گشتم

باده از جام تجلّی صفاتم دادند

بی‏خود از شعشعه پرتو ذاتم کردند

یعنی از نور ولاشان لمعاتم دادند

من همان روز ز اسلام شدم برخوردار

که به دل نور ولای حضراتم دادند

گر شدم عالم و عارف به ولاشان چه عجب

مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند

فیض از اهل نجات است یقین می‏دانم

گو چرا زانکه در این شیوه ثباتم دادند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶به علم و سیف و نسب کس به یار ما نرسد
  2. شمارهٔ ۷۷شاه دین گوی فلک در خم چوگان تو باد
  3. شمارهٔ ۷۸تو را امام ز اعدا خدا نگه دارد
  4. شمارهٔ ۷۹وقت آشوب جهان شد العیاذ
  5. شمارهٔ ۸۰بلینا بالفتن فی لیلة الهجر
  6. شمارهٔ ۸۱ای خرم از نوید قدومت بهار عمر
  7. شمارهٔ ۸۲روی بنمای اماما و ره منبر گیر
  8. شمارهٔ ۸۳به حدیث آی و علوم خودم از یاد ببر
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.