پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

به حدیث آی و علوم خودم از یاد ببر

خرمن دانش ما را همه گو باد ببر

تا که از لفظ دُر افشان تو علم آموزیم

گو بیا سیل و کتب خانه ز بنیاد ببر

به ولایت زده‏ام دست شفاعت محکم

همره خود به بهشت آیدم و شاد ببر

روز مرگم نفسی وعده دیدار بده

وانگهم تا به لحد فارغ و آزاد ببر

گر بمیرم من از این درد به وصلش نرسم

به سر رهگذرش خاک من ای باد ببر

سخت در حیرتی از غیبت مهدی ای فیض

این وساوس ز دل، این دغدغه از یاد ببر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵ای صبا نکهتی از خاک در یار بیار
  2. شمارهٔ ۸۶عید است روز جمعه و یاران در انتظار
  3. شمارهٔ ۸۷بیا امام که آئین احمد آید باز
  4. شمارهٔ ۸۸دلم فدای امام زمان شد و جان نیز
  5. شمارهٔ ۸۹شود به طلعت مهدی چو دیدگانم باز
  6. شمارهٔ ۹۰خدای عزّوجل کارساز بنده‌‏نواز!
  7. شمارهٔ ۹۱دارم از غیبت مهدی گله چندان که مپرس
  8. شمارهٔ ۹۲زین جهان پیروی آل نبی ما را بس
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.