پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

عید است روز جمعه و یاران در انتظار

یا رب امام را به مصلّی کن آشکار

شاید که یک نماز که با او ادا کنیم

گردیم مستحق که کنی مغفرت نثار

خوش دولتی است خرّم و خوش خسرو کریم

یا رب ز چشم زخم زمانش نگاه‏دار

زانجا که پرده‏پوشی عفو کریم تست

بر قلب ما بپوش که نقدیست کم عیار

ترسم که روز حشر عنان در عنان رود

طاعات دشمنان و گناهان دوستدار

جز نقد جان به دست ندارم، امام کو؟

کان نیز بر غبار ره او کنم نثار

ای آبروی دور زمان بی تو سوخت فیض

پا در رکاب آر که از دست رفت کار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸دلم فدای امام زمان شد و جان نیز
  2. شمارهٔ ۸۹شود به طلعت مهدی چو دیدگانم باز
  3. شمارهٔ ۹۰خدای عزّوجل کارساز بنده‌‏نواز!
  4. شمارهٔ ۹۱دارم از غیبت مهدی گله چندان که مپرس
  5. شمارهٔ ۹۲زین جهان پیروی آل نبی ما را بس
  6. شمارهٔ ۹۳خداوندا مرا برهان ز دنیا و شر و شورش
  7. شمارهٔ ۹۴جان نخواهد که شود ز آتش شوق تو خلاص
  8. شمارهٔ ۹۵حرف وجود او جهان جمله گرفت طول و عرض
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.