پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳

خداوندا مرا برهان ز دنیا و شر و شورش

به فضل خود نجاتم ده ز کنج آن دل کورش

بده توفیق حکم و حکمت و اخلاص در طاعت

لقای صاحب الامر و تمتع بردن از نورش‏

امید وصل او دارد مرا در بند این نشأه

وگرنه زین جهان بیزارم و مکر و شر و شورش

همین خواهم که در پایش سر از دشمن بیندازم

خداوندا بده دستی که مرد افکن بود زورش

به نور مهدی هادی دل و جانم منور کن

که بس تاریک می‏بینم جهان بی‏پرتو نورش‏

اگر شوق وصال او نباشد در خیال من

ز تلخِ سفره دنیا بشویم دست از شورش

امامی سیدی مولای سوی فیض خود بنگر

سلیمان با همه حشمت نظرها بود با مورش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵حرف وجود او جهان جمله گرفت طول و عرض
  2. شمارهٔ ۹۶در غم شوق تو سخن کس ننوشت بدین نمط
  3. شمارهٔ ۹۷ز مکر و کید اعادی تو را خدا حافظ
  4. شمارهٔ ۹۸در غم هجرانت ای مهدی گدازانم چو شمع
  5. شمارهٔ ۹۹منم غلام به اخلاص آن امام مطاع
  6. شمارهٔ ۱۰۰بسی شدم به بلاد و جبال و کوچه و باغ
  7. شمارهٔ ۱۰۱می‏روم از بر امام طوف‏کنان به هر طرف
  8. شمارهٔ ۱۰۲سلوک راه حق و خدمت امام شفیق
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.