پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱

می‏روم از بر امام طوف‏کنان به هر طرف

طالع اگر مدد کند دامنش آورم به کف

در ره او رود سرم باز لقاش برخورم

این بشود زهی طرب آن بشود زهی شرف

سعی من از برای او جان و دلم فدای او

مطلب من لقای او گرچه روم به هر طرف

سر بنهم در این هوا جان بدهم در این هوس

به که بغیر از این شود عمر عزیز من تلف

گر تو حیات جاودان می‏طلبی در این جهان

در ره خاندان به صدق جان بفشان و لا تخف

فیض اگر ز روی صدق در ره خاندان روی

بدرقه ره تو بس، دوستی شه نجف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳برای مهدی هادی بخوان شأن فراق
  2. شمارهٔ ۱۰۴امام و سید و مولای من جعلت فداک
  3. شمارهٔ ۱۰۵غیر از شما ندارم نزد خدا وسائل
  4. شمارهٔ ۱۰۶خوش خبر باش ای نسیم شمال
  5. شمارهٔ ۱۰۷اگر به کوی امامم بود مجال وصول
  6. شمارهٔ ۱۰۸حاشا که من حدیث ثنای تو طی کنم
  7. شمارهٔ ۱۰۹غم زمانه که هیچش گران نمی‌‏بینم
  8. شمارهٔ ۱۱۰خیز تا از در طاعات گشادی طلبیم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.