پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴

امام و سید و مولای من جعلت فداک

تو گر شفیع منی از گنه ندارم باک

به جز ولای توأم گرچه نیست دستاویز

ولی بس است ولائیکه باشد از دل پاک

مرا امید وصال تو زنده می‏دارد

وگرنه هر دمم از هجر تست بیم هلاک

نفس نفس اگر از باد نشنوم بویت

زمان زمان کنم از غم چو گل گریبان چاک‏

اهمّ مقصد قلبی جهاد بین یدیک

ارید طول حیاتی لان اکونُ فداک

فدای تو نکنم مال و جان و دل حاشای

شفاعتم نکنی روز ابتلا حاشاک

عزیز نزد خدا آن بود که همچون فیض

نهد به درگه تو روی مسکنت بر خاک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶خوش خبر باش ای نسیم شمال
  2. شمارهٔ ۱۰۷اگر به کوی امامم بود مجال وصول
  3. شمارهٔ ۱۰۸حاشا که من حدیث ثنای تو طی کنم
  4. شمارهٔ ۱۰۹غم زمانه که هیچش گران نمی‌‏بینم
  5. شمارهٔ ۱۱۰خیز تا از در طاعات گشادی طلبیم
  6. شمارهٔ ۱۱۱خیز تا چاره این غم به مناجات بریم
  7. شمارهٔ ۱۱۲ما شبی دست برآریم و دعائی بکنیم
  8. شمارهٔ ۱۱۳نماز شام غریبان چو گریه آغازم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.