پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

خیز تا از در طاعات گشادی طلبیم

بر در دوست نشینیم و مرادی طلبیم

بهر راه حرم وصل بیا تا برویم

به گدائی به در تقوی و زادی طلبیم‏

اشک آلوده ما گرچه روانست ولی

به رسالت بر او پاک نهادی طلبیم

لذت داغ غمت بر دل او باد حرام

اگر از جور غم هجر تو دادی طلبیم

صبر بر حکم الهی چه کنیم ار نکنیم

از خدا در غم تو خاطر شادی طلبیم‏

از پی آن که مگر قابل وصل تو شدیم

از ره تقوی و پرهیز رشادی طلبیم

جرم ما شد سبب بستن این در ای فیض

خیز تا از در طاعات گشادی طلبیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲ما شبی دست برآریم و دعائی بکنیم
  2. شمارهٔ ۱۱۳نماز شام غریبان چو گریه آغازم
  3. شمارهٔ ۱۱۴در توسل به جناب تو چه تدبیر کنم
  4. شمارهٔ ۱۱۵گرچه افتاد ز هجرش گرهی در کارم
  5. شمارهٔ ۱۱۶دردم از یار است و درمان نیز هم
  6. شمارهٔ ۱۱۷اماما در فراقت شد هزاران رخنه در دینم
  7. شمارهٔ ۱۱۸روزی مرا وصال تو روزی اگر شود
  8. شمارهٔ ۱۱۹من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.