پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

دردم از یار است و درمان نیز هم

دل فدای او شد و جان نیز هم

سیف و عصمت علم و نصرت جمع کرد

یار ما دین دارد و آن نیز هم

از طفیل اوست کل کائنات

گفتمت پیدا و پنهان نیز هم

داستان در پرده می‏گویم ولی

گفته خواهد شد به دستان نیز هم

روزهای وصل معصومان گذشت

بگذرد ایام هجران نیز هم‏

اعتمادی نیست بر کار جهان

بلکه بر گردون گردان نیز هم‏

صبر کن ای فیض تا عصر امام

دین قوی خواهد شد ایمان نیز هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸روزی مرا وصال تو روزی اگر شود
  2. شمارهٔ ۱۱۹من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
  3. شمارهٔ ۱۲۰یاد مهدی چه کنم صبر به صحرا فکنم
  4. شمارهٔ ۱۲۱جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
  5. شمارهٔ ۱۲۲مولای من بیا که هواخواه خدمتم
  6. شمارهٔ ۱۲۳حجاب چهره جان می‏شود غبار تنم
  7. شمارهٔ ۱۲۴مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم
  8. شمارهٔ ۱۲۵اماما پای نه تا آنکه در پایت سراندازیم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.