پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم

خاک کوی تو شوم از دو جهان برخیزم

به ولای تو که گر بنده خویشم خوانی

از سر خواجگی کون و مکان برخیزم

یارب از ابر هدایت برسان بارانی

پیشتر زانکه چو گردی ز میان برخیزم‏

بگذرم گر ز جهان بر سر خاکم آرش

... ان برخیزم

فاش کن سرّ قیامت ز قیام قائم

قامتش را بنما کز سر و جان برخیزم

قامت قائم حق را چو ببینم قائم

همچو فیض از سر اسباب جهان برخیزم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶ای لقایت آرزوی مؤمنان
  2. شمارهٔ ۱۲۷با ما یکی به آن لب مشکین خطاب کن
  3. شمارهٔ ۱۲۸مهدی هادی چو بنشیند به جای خویشتن
  4. شمارهٔ ۱۲۹دانی که چیست دولت، روی امام دیدن
  5. شمارهٔ ۱۳۰ز در درا و شبستان ما منور کن
  6. شمارهٔ ۱۳۱به خاک پای امام و به حق نعمت او
  7. شمارهٔ ۱۳۲آرم ای مولای من یک قطره از دریای تو
  8. شمارهٔ ۱۳۳ای پیک راستان خبر یار ما بگو
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.