پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰

ز در درا و شبستان ما منور کن

هوای مجلس روحانیان معطر کن

ستاره شب هجران نمی‏فشاند نور

به آفتاب رخت روز ما منور کن

برون خرام و برافروز عالمی ز رخت

سخن بگوی و جهان پر ز درّ و گوهر کن

بگو به خازن جنت که خاک مجلس ما

به تحفه بر سوی فردوس و عود مجمر کن

چه لاله داغ دل و اشک‏های خونین بین

بیا بیا و تماشای باغ و منظر کن

طمع به وصل شما حدّ چون منی نبود

حوالتم به یکی از نقاط دیگر کن

ز زهد خشک به جائی نمی‏رسی ای فیض

به روز شربت وصلش دهان ما تر کن‏

به آب تقوی و طاعت به کار تخم ولاش

دماغ را ز گل باغ دل معطر کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲آرم ای مولای من یک قطره از دریای تو
  2. شمارهٔ ۱۳۳ای پیک راستان خبر یار ما بگو
  3. شمارهٔ ۱۳۴امر خلافت، گر نیست دلخواه
  4. شمارهٔ ۱۳۵با خون دل نوشتم نزد امام نامه
  5. شمارهٔ ۱۳۶وصال او ز عمر جاودان به
  6. شمارهٔ ۱۳۷تو را می‏گویم ای جویای حق هی
  7. شمارهٔ ۱۳۸پیرو شریعت باش ای دل ار مسلمانی
  8. شمارهٔ ۱۳۹طفیل نور امامند آدمی و پری
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.