پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱

به خاک پای امام و به حق نعمت او

که نیست در سر من جز هوای خدمت او

بهشت اگرچه نه جای گناهکاران است

گناه سوز بود آتش محبت او

اگر به معصیت آلوده گشت دامن من

چه باک، پاک بود طاعتش به همت او

دمی خفاش گر افسرد غنچه دل را

شکفته می‏شود از نوبهار دولت او

بود زمین و زمان از قدوم او خرم

که او خلیفه حق است و دست قدرت او

چو دست بر سر ترسو نهد شجاع شود

بخیل حاتم طی گردد از کرامت او

مطیع و عاصی خرد و کلان و ضیع و شریف

برند بهره ز فیض زلال رحمت او

از آن پر است دل فیض از ولای امام

که از نخاله طین وی است طینت او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳ای پیک راستان خبر یار ما بگو
  2. شمارهٔ ۱۳۴امر خلافت، گر نیست دلخواه
  3. شمارهٔ ۱۳۵با خون دل نوشتم نزد امام نامه
  4. شمارهٔ ۱۳۶وصال او ز عمر جاودان به
  5. شمارهٔ ۱۳۷تو را می‏گویم ای جویای حق هی
  6. شمارهٔ ۱۳۸پیرو شریعت باش ای دل ار مسلمانی
  7. شمارهٔ ۱۳۹طفیل نور امامند آدمی و پری
  8. شمارهٔ ۱۴۰کتبت قصّة شوقی و مدمعی باکی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.