پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴

امر خلافت، گر نیست دلخواه

گردن نهادیم، الحکم لله

خلقی به تضلیل، از راه بردند

پیران جاهل، شیخان گمراه!

ما پیر و جاهل، کمتر شناسیم!

یا علم باید، یا قصه کوتاه

جهل و ضلالت؟ امر امامت؟

العوذ باللّه! العوذ بالله!

قسط و غلاظت؟ کار خلافت؟

استغفر اللّه! استغفر الله!

قدر علی را، دانسته بودند

لیکن چه چاره، با بخت گمراه!

از ظلم ایشان، یارب چه گوئیم

چشمی و صد نم، جانی و صد آه

ما مهر حیدر، در سینه داریم

الحمد للّه، الحمد لله!

شوق امامم، از سینه بسترد

درس شبانه، ورد سحرگاه

الصّبر مرّ، و العمر فان

یا لیت شعری، ایان ألقاه

ای فیض کم زن، از سرّ پنهان

ما را چه کار است، الحکم لله

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶وصال او ز عمر جاودان به
  2. شمارهٔ ۱۳۷تو را می‏گویم ای جویای حق هی
  3. شمارهٔ ۱۳۸پیرو شریعت باش ای دل ار مسلمانی
  4. شمارهٔ ۱۳۹طفیل نور امامند آدمی و پری
  5. شمارهٔ ۱۴۰کتبت قصّة شوقی و مدمعی باکی
  6. شمارهٔ ۱۴۱بسی شوق تو در دل هست و می‌‏دانم که می‌‏دانی
  7. شمارهٔ ۱۴۲سحر با باد می‌‏گفتم حدیث آرزومندی
  8. شمارهٔ ۱۴۳گر از روشِ حافظ و قرآن به در آیی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.