پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳

گر از روشِ حافظ و قرآن به در آیی

هر ره که روی باز پشیمان به در آیی‏

بردار سرودی ز کلامش طرب انگیز

شاید دمی از غُصّهٔ هجران به در آیی

جان می‌‏دهم از حسرتِ دیدارِ تو چون صبح

باشد که چو خورشید درخشان به در آیی‏

تا کی چو صبا بر تو گمارم دم همت

کز غنچه چو گل خرم و خندان به در آیی

از تیره شب هجر تو جانم به لب آمد

وقت است که همچون مه تابان به درآیی

ای فیض مخور غصه که این پردهٔ غیبت

برخیزد و از کلبهٔ احزان به درآیی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵ای قصه بهشت ز کویت حکایتی
  2. شمارهٔ ۱۴۶ای پادشه خوبان داد از غم تنهائی
  3. شمارهٔ ۱۴۷ای که حرمانی ما را تو روا می‏‌داری
  4. شمارهٔ ۱۴۸سلامی چو بوی خوش آشنائی
  5. شمارهٔ ۱۴۹در طلعت تو پیدا انوار پادشاهی
  6. شمارهٔ ۱۵۰یا من اشتد فیک اهوائی
  7. شمارهٔ ۱۵۱یا رب نگاهدار تو ایمان آن کسی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.