پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵

با خون دل نوشتم نزد امام نامه

انّی رأیت دهرا من هجرک القیامه

دارم من از فراقت در دیده صد علامت

لیس الدموع عینی هذا لنا العلامه

گفتی ملامت آمد از کثرت حدیثش

واللّه ما رأینا حبّا بلاملامه

پرسیدم از خبیری حال امام گفتا:

«فی بعده عذاب فی قربه السلامه»

با دشمنان مگویید سرّش من آزمودم

من جرّب المجرّب حلّت به الندامه

گر چه امام فرض است بهر هدایت خلق

واللّه ما قبلنا من غیرک الامامه

ای فیض در وصالش می‏‌کوش تا توانی

حتّی تذوق منه، کأسا من الکرامه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷تو را می‏گویم ای جویای حق هی
  2. شمارهٔ ۱۳۸پیرو شریعت باش ای دل ار مسلمانی
  3. شمارهٔ ۱۳۹طفیل نور امامند آدمی و پری
  4. شمارهٔ ۱۴۰کتبت قصّة شوقی و مدمعی باکی
  5. شمارهٔ ۱۴۱بسی شوق تو در دل هست و می‌‏دانم که می‌‏دانی
  6. شمارهٔ ۱۴۲سحر با باد می‌‏گفتم حدیث آرزومندی
  7. شمارهٔ ۱۴۳گر از روشِ حافظ و قرآن به در آیی
  8. شمارهٔ ۱۴۴نامحرمان بسازید با جاهلی و پستی!
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.