پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹

طفیل نور امامند آدمی و پری

ارادتی بنما تا سعادتی ببری

چو مستعد نظر نیستی وصال مجوی

که جام جم نکند سود وقت بی‏بصری

بکوش خواجه و خالی مباش از غم او

که بنده را نخرد کس به عیب پرهنری

بیا و جنت طوبی بخر به مهر امام

در این معامله غافل مشو که حیف خوری

مرا در این ظلمات آنچه رهنمائی کرد

نیاز نیم‏ شبی بود و گریه سحری

ز هجر وصل تو در حیرتم چه کار کنم

نه در برابر چشمی که غائب از نظری

ز من به حضرت مهدی که می‏برد پیغام

که در فراق تو آموخت فیض نوحه‏گری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱بسی شوق تو در دل هست و می‌‏دانم که می‌‏دانی
  2. شمارهٔ ۱۴۲سحر با باد می‌‏گفتم حدیث آرزومندی
  3. شمارهٔ ۱۴۳گر از روشِ حافظ و قرآن به در آیی
  4. شمارهٔ ۱۴۴نامحرمان بسازید با جاهلی و پستی!
  5. شمارهٔ ۱۴۵ای قصه بهشت ز کویت حکایتی
  6. شمارهٔ ۱۴۶ای پادشه خوبان داد از غم تنهائی
  7. شمارهٔ ۱۴۷ای که حرمانی ما را تو روا می‏‌داری
  8. شمارهٔ ۱۴۸سلامی چو بوی خوش آشنائی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.