پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹

دانی که چیست دولت، روی امام دیدن

در کوی او گدائی، بر خسروی گزیدن

گاهی به حضرت او، راز نهفته گفتن

گاه از لب شریفش اسرار دین شنیدن

گاهی جهاد کردن، با دشمنان ملت

سرهای ناکسان را، در مقدمش بریدن

مهرش به دل نهفتن، رازش به کس نگفتن

تا بعد از آن بنقشی در دست و خود گزیدن

رو چاره‏ای بیندیش، ای فیض در فراقش

جان‏ها رسد به لب‏ها، تا ما به او رسیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱به خاک پای امام و به حق نعمت او
  2. شمارهٔ ۱۳۲آرم ای مولای من یک قطره از دریای تو
  3. شمارهٔ ۱۳۳ای پیک راستان خبر یار ما بگو
  4. شمارهٔ ۱۳۴امر خلافت، گر نیست دلخواه
  5. شمارهٔ ۱۳۵با خون دل نوشتم نزد امام نامه
  6. شمارهٔ ۱۳۶وصال او ز عمر جاودان به
  7. شمارهٔ ۱۳۷تو را می‏گویم ای جویای حق هی
  8. شمارهٔ ۱۳۸پیرو شریعت باش ای دل ار مسلمانی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.