پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸

مهدی هادی چو بنشیند به جای خویشتن

زنده گرداند جهان را همچو جان کاید به تن

خوش به جای خویشتن باشد نشست خسروی

تا نشیند هر کسی دیگر به جای خویشتن

شیعه‏ی او را بشارت ده به حسن خاتمت

کاسم اعظم کرد ازو کوتاه دست اهرمن

شوکت مهدیّ اهل البیت و عالم گیریش

شد در افواه خلایق داستان انجمن

شد در افواه خلایق داستان انجمن

هر نفس با بوی رحمن می‏وزد باد یمن

گوشه‏گیران انتظار جلوه‏ات دارند هان

خویش را کن آشکار و برقع از رخ برفکن

جویبار ملک را آب روان شمشیر تست

نونهال عدل بنشان بیخ بدخواهان بکن

حافظ این ابیات گفت و فیض در تضمین آن

مشورت با عقل کرد، المستشار مؤتمن‏

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰ز در درا و شبستان ما منور کن
  2. شمارهٔ ۱۳۱به خاک پای امام و به حق نعمت او
  3. شمارهٔ ۱۳۲آرم ای مولای من یک قطره از دریای تو
  4. شمارهٔ ۱۳۳ای پیک راستان خبر یار ما بگو
  5. شمارهٔ ۱۳۴امر خلافت، گر نیست دلخواه
  6. شمارهٔ ۱۳۵با خون دل نوشتم نزد امام نامه
  7. شمارهٔ ۱۳۶وصال او ز عمر جاودان به
  8. شمارهٔ ۱۳۷تو را می‏گویم ای جویای حق هی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.