پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷

با ما یکی به آن لب مشکین خطاب کن

بگشای نافه را و جهان مستطاب کن

از پرده خفا به درآ، آشکار شو

ای آفتاب پرتو خود بی‏سحاب کن‏

زان پیشتر که عالم فانی شود خراب

بنیاد ظلم و خانه ظالم خراب کن‏

هان وقت فوت می‏شود این دور تست

دور فلک درنگ ندارد شتاب کن

دیگر نماند صبر به دل‏های دوستان

بردار پرده از رخ و رفع حجاب کن

فیضت وصال می‏طلبد از در دعا

یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹دانی که چیست دولت، روی امام دیدن
  2. شمارهٔ ۱۳۰ز در درا و شبستان ما منور کن
  3. شمارهٔ ۱۳۱به خاک پای امام و به حق نعمت او
  4. شمارهٔ ۱۳۲آرم ای مولای من یک قطره از دریای تو
  5. شمارهٔ ۱۳۳ای پیک راستان خبر یار ما بگو
  6. شمارهٔ ۱۳۴امر خلافت، گر نیست دلخواه
  7. شمارهٔ ۱۳۵با خون دل نوشتم نزد امام نامه
  8. شمارهٔ ۱۳۶وصال او ز عمر جاودان به
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.