پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

اماما در فراقت شد هزاران رخنه در دینم

بیا یک بار دیگر کن ز نو اسلام تلقینم

به آن مستظهرم جانا که دل مأوای تو گردد

مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم

شب رحلت هم از بستر روم تا قصر حورالعین

اگر در صبح جان دادن تو باشی شمع بالینم

از آن ترسم من بی‏دل که پیش از روز وصل تو

به تلخی ناگهان از تن برآید جان شیرینم

جهانِ فانی و باقی فدای آل پیغمبر

طفیل نور ایشان است هر چیزی که می‏بینم

حدیث آرزومندی که ثبتش کرد فیض اینجا

بود ارواح اشعاری که حافظ داد تلقینم

هرچند پیر و خسته‌دل و ناتوان شدم

هرگه که یاد روی تو کردم جوان شدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
  2. شمارهٔ ۱۲۰یاد مهدی چه کنم صبر به صحرا فکنم
  3. شمارهٔ ۱۲۱جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
  4. شمارهٔ ۱۲۲مولای من بیا که هواخواه خدمتم
  5. شمارهٔ ۱۲۳حجاب چهره جان می‏شود غبار تنم
  6. شمارهٔ ۱۲۴مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم
  7. شمارهٔ ۱۲۵اماما پای نه تا آنکه در پایت سراندازیم
  8. شمارهٔ ۱۲۶ای لقایت آرزوی مؤمنان
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.