پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲

مولای من بیا که هواخواه خدمتم

مشتاق بندگی و دعاگوی دولتم‏

زانجا که فیض عام سعادت فروغ تست

بیرون شدن نمای ز ظُلمات حیرتم

هرچند غرق بحر گناهم ز صد جهت

گر تو شفاعتم بکنی ز اهل رحمتم

عرفان خاندان نه به کسب است و اختیار

این موهبت رسید ز میراث فطرتم

من کز وطن سفر نگزیدم به عمر خویش

در شوق دیدن تو هواخواه غربتم

دریا و کوه در ره و من خسته ضعیف

ای حضرت امام مدد ده به همتم

دورم به صورت از در دولتسرای تو

لیکن به جان و دل ز مقیمان حضرتم

فیضا تو را هوای نثار دلست و جان

در این خیالم ار بدهد عمر مهلتم‏

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم
  2. شمارهٔ ۱۲۵اماما پای نه تا آنکه در پایت سراندازیم
  3. شمارهٔ ۱۲۶ای لقایت آرزوی مؤمنان
  4. شمارهٔ ۱۲۷با ما یکی به آن لب مشکین خطاب کن
  5. شمارهٔ ۱۲۸مهدی هادی چو بنشیند به جای خویشتن
  6. شمارهٔ ۱۲۹دانی که چیست دولت، روی امام دیدن
  7. شمارهٔ ۱۳۰ز در درا و شبستان ما منور کن
  8. شمارهٔ ۱۳۱به خاک پای امام و به حق نعمت او
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.