پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵

گرچه افتاد ز هجرش گرهی در کارم

همچنان چشم کرم از کرمش می‌‏دارم‏

می‏‌کشم بار چه کوه غم هجران امروز

تا که فردا دهد آن شه به بر خود بارم

به صد امید نهادیم در این بادیه پای

ای دلیل ره گمگشته فرو مگذارم

پاسبان حرم دل شده‌‏ام در همه شب

تا در این پرده جز اندیشهٔ او نگذارم‏

دیدهٔ بخت به افسانهٔ او شد در خواب

کو نسیمی ز عنایت که کند بیدارم‏

فیض از حافظ شیراز گرفت این ابیات

«در غم هجر تو می‏‌خوانم و خون می‏‌بارم»

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷اماما در فراقت شد هزاران رخنه در دینم
  2. شمارهٔ ۱۱۸روزی مرا وصال تو روزی اگر شود
  3. شمارهٔ ۱۱۹من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
  4. شمارهٔ ۱۲۰یاد مهدی چه کنم صبر به صحرا فکنم
  5. شمارهٔ ۱۲۱جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
  6. شمارهٔ ۱۲۲مولای من بیا که هواخواه خدمتم
  7. شمارهٔ ۱۲۳حجاب چهره جان می‏شود غبار تنم
  8. شمارهٔ ۱۲۴مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.