پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴

در توسل به جناب تو چه تدبیر کنم

چند در فرقت تو ناله شبگیر کنم‏

آنچه در مدت هجر تو کشیدم هیهات

در یکی نامه محال است که تحریر کنم

در شب هجر تو مجموع پریشانی خویش

کو مجالی که یکایک همه تقریر کنم‏

آن زمان کارزوی دیدن جانم باشد

در نظر نقش دل آرای تو تصویر کنم

گر بدانم که وصال تو به جان دست دهد

دل و جان را همه در بازم و توفیر کنم‏

جان ز من گر طلبی زود فشانم به رهت

ور تو سر خواهی حاشای که من دیر کنم‏

دم مزن فیض ز دشواری هجران با من

چونکه تقدیر چنین است چه تدبیر کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶دردم از یار است و درمان نیز هم
  2. شمارهٔ ۱۱۷اماما در فراقت شد هزاران رخنه در دینم
  3. شمارهٔ ۱۱۸روزی مرا وصال تو روزی اگر شود
  4. شمارهٔ ۱۱۹من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
  5. شمارهٔ ۱۲۰یاد مهدی چه کنم صبر به صحرا فکنم
  6. شمارهٔ ۱۲۱جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
  7. شمارهٔ ۱۲۲مولای من بیا که هواخواه خدمتم
  8. شمارهٔ ۱۲۳حجاب چهره جان می‏شود غبار تنم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.