پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱

خیز تا چاره این غم به مناجات بریم

حاجت خود به بر قاضی حاجات بریم

مقصد اصلی دل را که لقای مهدی است

همچو موسی ارنی گوی به میقات بریم

از خدا خدمت او را به تضرع طلبیم

به مناجات مگر ره به ملاقات بریم

ما خود آن حال نداریم مقام تو کجاست

مگر از رهگذرت پی به مقامات بریم

نارسیده به وصالت ز جهان گر برویم

بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم

فتنه می‏بارد از این قصر مقرنس برخیز

تا به ظلّ تو پناه از همه آفات بریم

در بیابان غمت گم شدن آخر تا چند

ره بپرسیم مگر پی به مهمات بریم‏

کوس ناموس تو از کنگره عرش زنیم

عَلَم مهر تو بر بام سماوات بریم

خاک کوی تو به صحرای قیامت فردا

همه بر فرق سر از بهر مباهات بریم

غیر جان چیست که تا در قدمش افشانیم

غیر اخلاص چه داریم که سوغات بریم

فیض بیهوده مکن بر سر هر کوی خروش

خیز تا چاره این غم به مناجات بریم‏

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳نماز شام غریبان چو گریه آغازم
  2. شمارهٔ ۱۱۴در توسل به جناب تو چه تدبیر کنم
  3. شمارهٔ ۱۱۵گرچه افتاد ز هجرش گرهی در کارم
  4. شمارهٔ ۱۱۶دردم از یار است و درمان نیز هم
  5. شمارهٔ ۱۱۷اماما در فراقت شد هزاران رخنه در دینم
  6. شمارهٔ ۱۱۸روزی مرا وصال تو روزی اگر شود
  7. شمارهٔ ۱۱۹من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
  8. شمارهٔ ۱۲۰یاد مهدی چه کنم صبر به صحرا فکنم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.