پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹

غم زمانه که هیچش گران نمی‌‏بینم

دواش غیر امام زمان نمی‏‌بینم‏

عجب بود که در ایام ما ظهور کند

چرا که طالع خویش آن چنان نمی‌‏بینم

ز دامن غم او دست بر نمی‏‌دارم

چرا که مصلحت خود در آن نمی‌‏بینم‏

بدین دو دیده حیران من هزار افسوس

که با دو آینه رویش عیان نمی‌‏بینم

نشان دوستی اهل بیت پرهیز است

در اهل دانش عصر این نشان نمی‌‏بینم

مپرس فیض ز من سرّ غیبتش که در آن

به هیچ‌جا سخن دل نشان نمی‌‏بینم

کسی که گوش کند ناله‏‌ام در این غم کو؟

خموش که اهل دلی در جهان نمی‏‌بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱خیز تا چاره این غم به مناجات بریم
  2. شمارهٔ ۱۱۲ما شبی دست برآریم و دعائی بکنیم
  3. شمارهٔ ۱۱۳نماز شام غریبان چو گریه آغازم
  4. شمارهٔ ۱۱۴در توسل به جناب تو چه تدبیر کنم
  5. شمارهٔ ۱۱۵گرچه افتاد ز هجرش گرهی در کارم
  6. شمارهٔ ۱۱۶دردم از یار است و درمان نیز هم
  7. شمارهٔ ۱۱۷اماما در فراقت شد هزاران رخنه در دینم
  8. شمارهٔ ۱۱۸روزی مرا وصال تو روزی اگر شود
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.