پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸

حاشا که من حدیث ثنای تو طی کنم

من لاف شوق می‏زنم این کار کی کنم

کو پیک صبح تا گله‏های شب فراق

با آن خجسته طلعت فرخنده پی کنم

مهدی کجاست تا همه محصول زهد و علم

در کار خدمت وی و اصحاب وی کنم

از نامه سیاه نترسم که روز حشر

با مهر اهلبیت صد این نامه طی کنم

تا زنده‏ام دم از نبی و آل می‏زنم

کی من حکایت جم و کاووس و کی کنم

جانم فدای اوست، بر فیض امانت است

روزی رخش بینم و تسلیم وی کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰خیز تا از در طاعات گشادی طلبیم
  2. شمارهٔ ۱۱۱خیز تا چاره این غم به مناجات بریم
  3. شمارهٔ ۱۱۲ما شبی دست برآریم و دعائی بکنیم
  4. شمارهٔ ۱۱۳نماز شام غریبان چو گریه آغازم
  5. شمارهٔ ۱۱۴در توسل به جناب تو چه تدبیر کنم
  6. شمارهٔ ۱۱۵گرچه افتاد ز هجرش گرهی در کارم
  7. شمارهٔ ۱۱۶دردم از یار است و درمان نیز هم
  8. شمارهٔ ۱۱۷اماما در فراقت شد هزاران رخنه در دینم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.