پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳

برای مهدی هادی بخوان شأن فراق

سرود حافظ شیراز در بیان فراق

زبان خامه ندارد سر بیان فراق

وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق

رفیق خیل خیالم و هم عنان شکیب

قرین آتش هجران همقران فراق‏

دریغ مدت عمرم که بر امید وصال

به سر رسید نیامد به سر زمان فراق

چگونه باز کنم بال در هوای وصال

که ریخت مرغ دلم پر در آسمان فراق

کنون چه چاره که در هجر غم به گردابی

فتاد زورق صبرم ز بادبان فراق

بسی نماند که کشتیّ عمر غرقه شود

ز موج شوق تو در بحر بیکران فراق‏

ز سوز شوق دلم شد کباب دور از یار

مدام خون جگر می‏خورم ز خوان فراق

به پای شوق گر این ره به سر شدی حافظ

به دست هجر ندادی بسی عنان فراق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵غیر از شما ندارم نزد خدا وسائل
  2. شمارهٔ ۱۰۶خوش خبر باش ای نسیم شمال
  3. شمارهٔ ۱۰۷اگر به کوی امامم بود مجال وصول
  4. شمارهٔ ۱۰۸حاشا که من حدیث ثنای تو طی کنم
  5. شمارهٔ ۱۰۹غم زمانه که هیچش گران نمی‌‏بینم
  6. شمارهٔ ۱۱۰خیز تا از در طاعات گشادی طلبیم
  7. شمارهٔ ۱۱۱خیز تا چاره این غم به مناجات بریم
  8. شمارهٔ ۱۱۲ما شبی دست برآریم و دعائی بکنیم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.