پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

در غم هجرانت ای مهدی گدازانم چو شمع

شب‏ نشین در مسجد و محراب سوزانم چو شمع

چند بیتی حافظ شیراز اینجا گفته است

گر بخوانم عالمی را زان بگریانم چو شمع

رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد

همچنان در آتش مهر تو خندانم چو شمع

بی‏جمال عالم‏ آرای تو روز من شب است

بی ‏کمال خدمتت در عین نقصانم چو شمع

سرفرازم کن شبی از وصل خود ای نور چشم

تا منور گردد از دیدارت ایوانم چو شمع

همچو صبحم یک نفس باقیست بی‏دیدار تو

روی بنما مهدیا تا جان برافشانم چو شمع

در شب هجران مرا پروانه نوری فرست

ورنه از شوقت جهانی را بسوزانم چو شمع

کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت

تا در آب و آتش شوقت گدازانم چو شمع‏

آتش مهر تو را فیضت عجب در سر گرفت

آتش دل کی به آب دیده بنشانم چو شمع

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰بسی شدم به بلاد و جبال و کوچه و باغ
  2. شمارهٔ ۱۰۱می‏روم از بر امام طوف‏کنان به هر طرف
  3. شمارهٔ ۱۰۲سلوک راه حق و خدمت امام شفیق
  4. شمارهٔ ۱۰۳برای مهدی هادی بخوان شأن فراق
  5. شمارهٔ ۱۰۴امام و سید و مولای من جعلت فداک
  6. شمارهٔ ۱۰۵غیر از شما ندارم نزد خدا وسائل
  7. شمارهٔ ۱۰۶خوش خبر باش ای نسیم شمال
  8. شمارهٔ ۱۰۷اگر به کوی امامم بود مجال وصول
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.