پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷

بیا امام که آئین احمد آید باز

بیا امام که روی نبی نماید باز

بیا امام که از دست رفت ملت و دین

بیا امام که شرع محمد آید باز

بیا بیا که نمانده است شرع را رمقی

مگر ز روی تو در وی روان در آید باز

بیا امام که درهای علم را بستند

به یمن مقدم خیرت مگر گشاید باز

بیا امام که دل‏های خلق زنگ گرفت

مگر به صیقل لطف شما زداید باز

به پیش آینه دل هر آنچه می‏دارم

به جز خیال لقایت نمی‌‏نماید باز

بمرد فیض ز شوق تو ای امام زمان

بیا که در تن این مرده جان در آید باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹شود به طلعت مهدی چو دیدگانم باز
  2. شمارهٔ ۹۰خدای عزّوجل کارساز بنده‌‏نواز!
  3. شمارهٔ ۹۱دارم از غیبت مهدی گله چندان که مپرس
  4. شمارهٔ ۹۲زین جهان پیروی آل نبی ما را بس
  5. شمارهٔ ۹۳خداوندا مرا برهان ز دنیا و شر و شورش
  6. شمارهٔ ۹۴جان نخواهد که شود ز آتش شوق تو خلاص
  7. شمارهٔ ۹۵حرف وجود او جهان جمله گرفت طول و عرض
  8. شمارهٔ ۹۶در غم شوق تو سخن کس ننوشت بدین نمط
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.