پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

دارم از غیبت مهدی گله چندان که مپرس

که چنان زو شده‏ام بی‏سرومان که مپرس

کار تقوی و صلاح و ورع و طاعت و علم

آنقدر روی نهاده است به نقصان که مپرس

جاهل و سفله و بی‏دین همه غالب شده‏اند

اهل ایمان و خرد گشته بدان‏سان که مپرس

من به این دانش ناقص که به خود پندارم

زحمتی می‏کشم از مردم نادان که مپرس

گوشه‏گیری و سلامت هوسم بود ولی

آن‏چنان رونق دینم شده فتّان که مپرس

گفتگوهاست ز رشک و حسد این مردم را

هر کسی را غرضی این که مگو آن که مپرس

سبب غیبت مهدی ز خرد جستم گفت

فیض این قصه دراز است به قرآن که مپرس!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳خداوندا مرا برهان ز دنیا و شر و شورش
  2. شمارهٔ ۹۴جان نخواهد که شود ز آتش شوق تو خلاص
  3. شمارهٔ ۹۵حرف وجود او جهان جمله گرفت طول و عرض
  4. شمارهٔ ۹۶در غم شوق تو سخن کس ننوشت بدین نمط
  5. شمارهٔ ۹۷ز مکر و کید اعادی تو را خدا حافظ
  6. شمارهٔ ۹۸در غم هجرانت ای مهدی گدازانم چو شمع
  7. شمارهٔ ۹۹منم غلام به اخلاص آن امام مطاع
  8. شمارهٔ ۱۰۰بسی شدم به بلاد و جبال و کوچه و باغ
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.