پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸

دلم فدای امام زمان شد و جان نیز

ببین که آتش شوق امام چون شد تیز

فدای دوستی اهلبیت پیغمبر

هزار ساله عبادت به تقوی و پرهیز

غلام آن حضراتم که رهنما بودند

نه آن که زد به ضلال و عمی ره خود نیز

اگر امیر! خلافت نه بر مراد گذشت

تو در مقام رضا باش و از قضا بگریز

مرا اگرچه گنه بی‏حد است و طاعت کم

ولی ولای ولیّ خداست دستاویز

قسیم جنت و نار است مقتدای جهان

نه آن که آتش دوزخ برای او شد تیز

محبت نبی و آل او به گور برم

به آن ز دل ببرم حول روز رستاخیز

نقاب و پرده ندارد امام ما ای فیض

تو خود حجاب خودی از هوای خود برخیز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰خدای عزّوجل کارساز بنده‌‏نواز!
  2. شمارهٔ ۹۱دارم از غیبت مهدی گله چندان که مپرس
  3. شمارهٔ ۹۲زین جهان پیروی آل نبی ما را بس
  4. شمارهٔ ۹۳خداوندا مرا برهان ز دنیا و شر و شورش
  5. شمارهٔ ۹۴جان نخواهد که شود ز آتش شوق تو خلاص
  6. شمارهٔ ۹۵حرف وجود او جهان جمله گرفت طول و عرض
  7. شمارهٔ ۹۶در غم شوق تو سخن کس ننوشت بدین نمط
  8. شمارهٔ ۹۷ز مکر و کید اعادی تو را خدا حافظ
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.