پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹

شود به طلعت مهدی چو دیدگانم باز

چه شکر گویمت ای کارساز بنده‏نواز

مرا که گفتن حرفش به جوش می‏آرد

عجب نباشد اگر از لقا کنم پرواز

خوش آن زمان که اگر پرسمش جواب دهد

وگر خموش شوم او کند سخن آغاز

خوش آن زمان که مرا گوید ای فلان چونی

کند مشافهه به من حدیث گوید باز

روندگان طریقت ره بلا سپرند

که مرد عشق نیندیشد از نشیب و فراز

غم امام نهان به ز مردم ناجنس

که نیست سینه ارباب کینه محرم راز

وصال او چو میسر نمی‏شود ای فیض

در آتش شعف و شوق او بسوز و بساز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱دارم از غیبت مهدی گله چندان که مپرس
  2. شمارهٔ ۹۲زین جهان پیروی آل نبی ما را بس
  3. شمارهٔ ۹۳خداوندا مرا برهان ز دنیا و شر و شورش
  4. شمارهٔ ۹۴جان نخواهد که شود ز آتش شوق تو خلاص
  5. شمارهٔ ۹۵حرف وجود او جهان جمله گرفت طول و عرض
  6. شمارهٔ ۹۶در غم شوق تو سخن کس ننوشت بدین نمط
  7. شمارهٔ ۹۷ز مکر و کید اعادی تو را خدا حافظ
  8. شمارهٔ ۹۸در غم هجرانت ای مهدی گدازانم چو شمع
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.