پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

روی بنمای اماما و ره منبر گیر

بگشا منطق و دل از در دل‏ها برگیر

دین اسلام و شریعت که کهن گشت و خراب

یک به یک در دل ما تازه کن و از سر گیر

پر کن از امن و امان عالم آشفته ما

ظلم و طغیان و خرابی ز ممالک برگیر

بهر رفع ستم و جور به لطف شمشیر

از موالی همه نصرت ز اعادی برگیر

حقِّ آنست جهان کو همگی دشمن گیر

او چو یاری کندت روی زمین لشکر گیر

کن شفیعأ لموالیک خصوصا للفیض

چون شود کشته به پای تو ز خاکش برگیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴مهدی آخر زمان آید به دوران غم مخور
  2. شمارهٔ ۸۵ای صبا نکهتی از خاک در یار بیار
  3. شمارهٔ ۸۶عید است روز جمعه و یاران در انتظار
  4. شمارهٔ ۸۷بیا امام که آئین احمد آید باز
  5. شمارهٔ ۸۸دلم فدای امام زمان شد و جان نیز
  6. شمارهٔ ۸۹شود به طلعت مهدی چو دیدگانم باز
  7. شمارهٔ ۹۰خدای عزّوجل کارساز بنده‌‏نواز!
  8. شمارهٔ ۹۱دارم از غیبت مهدی گله چندان که مپرس
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.