پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

ای خرم از نوید قدومت بهار عمر

پژمرد در مفارقتت لاله‏‌زار عمر

این یک دو دم که دولت دیدار ممکن است

دریاب کار ما که نه پیداست کار عمر

گیریم عمر خویش ز سر در زمان تو

روز فراق را که نهد در شمار عمر

از دیده گر سرشک چو باران رود رواست

کاندر غمت چو برق بشد روزکار عمر

بگذشت بی امام زمان روزگار ما

بر بی‏سعادتی است همانا مدار عمر

بگذشت دور آل نبی همچو نوبهار

گویی به خواب بود مرا روزگار عمر

پیش از وجود ما بگذشتند اهل بیت

بیچاره فیض هیچ ندید از گذار عمر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳به حدیث آی و علوم خودم از یاد ببر
  2. شمارهٔ ۸۴مهدی آخر زمان آید به دوران غم مخور
  3. شمارهٔ ۸۵ای صبا نکهتی از خاک در یار بیار
  4. شمارهٔ ۸۶عید است روز جمعه و یاران در انتظار
  5. شمارهٔ ۸۷بیا امام که آئین احمد آید باز
  6. شمارهٔ ۸۸دلم فدای امام زمان شد و جان نیز
  7. شمارهٔ ۸۹شود به طلعت مهدی چو دیدگانم باز
  8. شمارهٔ ۹۰خدای عزّوجل کارساز بنده‌‏نواز!
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.