پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

به علم و سیف و نسب کس به یار ما نرسد

تو را در این سخن انکار کار ما نرسد

اگرچه پادشهان در جهان بسی بودند

کسی به علم و به نصرت به یار ما نرسد

به حسن خلق و وفاداری و جهانگیری

کسی به راهبر حق‏گزار ما نرسد

هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی

به دل‏پذیری نقش نگار ما نرسد

هزار نقد به بازار کائنات آرند

یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد

ز ابتدای زمان تا به انتهای جهان

کسی به پادشه کامکار ما نرسد

ولی دریغ که شد از نظر چنان پنهان

که بوی او به هوای دیار ما نرسد

دلا ز طعنه منکر مرنج و واثق باش

که بد به خاطر امیدوار ما نرسد

چنان بزی که جناب امام را ای فیض

غبار خاطری از رهگذار ما نرسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸تو را امام ز اعدا خدا نگه دارد
  2. شمارهٔ ۷۹وقت آشوب جهان شد العیاذ
  3. شمارهٔ ۸۰بلینا بالفتن فی لیلة الهجر
  4. شمارهٔ ۸۱ای خرم از نوید قدومت بهار عمر
  5. شمارهٔ ۸۲روی بنمای اماما و ره منبر گیر
  6. شمارهٔ ۸۳به حدیث آی و علوم خودم از یاد ببر
  7. شمارهٔ ۸۴مهدی آخر زمان آید به دوران غم مخور
  8. شمارهٔ ۸۵ای صبا نکهتی از خاک در یار بیار
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.