پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

لاف محبت او، بر قدسیان توان زد

از سوز شوقش آتش، در انس و جان توان زد

بر آستان مهدی، گر سر توان نهادن

گلبانگ سربلندی، بر آسمان توان زد

گر دولت وصالش، خواهد دری گشادن

سرها بدین تخیل، بر آستان توان زد

بر جویبار چشمم، گر سایه افکند دوست

بر خاک رهگذارش، آب روان توان زد

عدلش چو رو نماید، ظلم و ستم بسوزد

بی‏حضرتش چکاری، بر ظالمان توان زد

علم و کتاب و سنت، بی او چه ذوق بخشد

جام می مغانه، هم با مغان توان زد

سبط رسول و قرآن، فهم درست و ایمان

چون جمع شد معانی، گوی بیان توان زد

یا رب به وصل مهدی بر فیض مرحمت کن

باشد که گوی دولت، با دوستان توان زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷صاحب الامر مگر باز گذاری بکند
  2. شمارهٔ ۶۸مهدی چو به عدل دست گیرد
  3. شمارهٔ ۶۹گفتم کیم به طلعت تو شادمان کنند؟
  4. شمارهٔ ۷۰دوش از جناب مهدی پیک بشارت آمد
  5. شمارهٔ ۷۱رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
  6. شمارهٔ ۷۲مژده ای دل که مسیحانفسی می‌‏آید
  7. شمارهٔ ۷۳بیا که رایت آن نائب آله رسید
  8. شمارهٔ ۷۴بهر مهر تو به فردوس براتم دادند
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.