پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود

دوست را چاره به جز مرهم رحمت نبود

خیره آن دیده که گریان نبود در غم تو

تیره آن دل که در او شمع محبت نبود

دولت از مهدی هادی طلب و سایه او

هر که را عدل نباشد فر دولت نبود

پادشاهی نرسد جز نبی و عترت او

زانکه عصمت دگری را و طهارت نبود

چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیست

نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود

دانش اندوز و ادب ورز که در مجلس او

هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود

فیض از نائب حق در ره حق همت خواه

که در این عصر جز او صاحب همت نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵لاف محبت او، بر قدسیان توان زد
  2. شمارهٔ ۶۶بود آیا که در وصل شما بگشایند ؟
  3. شمارهٔ ۶۷صاحب الامر مگر باز گذاری بکند
  4. شمارهٔ ۶۸مهدی چو به عدل دست گیرد
  5. شمارهٔ ۶۹گفتم کیم به طلعت تو شادمان کنند؟
  6. شمارهٔ ۷۰دوش از جناب مهدی پیک بشارت آمد
  7. شمارهٔ ۷۱رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
  8. شمارهٔ ۷۲مژده ای دل که مسیحانفسی می‌‏آید
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.