پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

جان بی‏لقای مهدی ذوقی چنان ندارد

وانکس که این ندارد حقا که آن ندارد

ذوقی چنان ندارد بی‏خدمتش عبادت

بی‏خدمتش عبادت ذوقی چنان ندارد

با هیچ کس نشانی از حضرتش ندیدم

یا کس خبر نبخشد، یا او نشان ندارد

در سرّ غیبت او بس عقل‏ها فرو ماند

دردا که این معما شرح و بیان ندارد

عمری که بی‏حضورش بگذشت اهل دل را

ماند به جوی بی‏آب یا تن که جان ندارد

مثل تو پادشاهی، معصوم لوحش اللّه

چشم جهان ندیده، دور زمان ندارد

گرچه بسی ز وصلش ای فیض بی‏نصیبند

کس مبتلای حرمان چون من گمان ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰بخت از قدوم دوست نشانم نمی‏‌دهد
  2. شمارهٔ ۶۱گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد
  3. شمارهٔ ۶۲نفس برآید و مقصود بر نمی‌‏آید
  4. شمارهٔ ۶۳خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
  5. شمارهٔ ۶۴شوقت نه سرسریست که از سر به در شود
  6. شمارهٔ ۶۵لاف محبت او، بر قدسیان توان زد
  7. شمارهٔ ۶۶بود آیا که در وصل شما بگشایند ؟
  8. شمارهٔ ۶۷صاحب الامر مگر باز گذاری بکند
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.