پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

نقدها را بود آیا که عیاری گیرند؟

تا همه شیعه نمایان پی کاری گیرند؟

هان مکن دعوی ایمان و تشیع فاسق!

زانکه رسوا شوی آن دم که عیاری گیرند!

مهر پیغمبر و آلش به زبان ناید راست

پای تا سر همه باید که قراری گیرند

شیعه بودن که بود پیروی آل رسول

پیروی چه، که ز پرهیز حصاری گیرند

مصلحت دید من آنست که این مدعیان

ترک گفتار نموده پی کاری گیرند

صاحب امر چو ظاهر شود این بوالهوسان

از خجالت ز میان جمله کناری گیرند

نگذارید چنین وضع جهان را ای فیض

در همه کار حسابی و شماری گیرند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸جان بی‏لقای مهدی ذوقی چنان ندارد
  2. شمارهٔ ۵۹آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
  3. شمارهٔ ۶۰بخت از قدوم دوست نشانم نمی‏‌دهد
  4. شمارهٔ ۶۱گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد
  5. شمارهٔ ۶۲نفس برآید و مقصود بر نمی‌‏آید
  6. شمارهٔ ۶۳خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
  7. شمارهٔ ۶۴شوقت نه سرسریست که از سر به در شود
  8. شمارهٔ ۶۵لاف محبت او، بر قدسیان توان زد
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.