پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

چو باد عزم سرای امام خواهم کرد

نفس به بوی خوشش مشک‏فام خواهم کرد

هر آبروی که اندوختم ز دانش و دین

نثار خاک ره آن امام خواهم کرد

به هرزه می‏گذرد عمر بی‏ملازمتش

به جد و جهد دگر اهتمام خواهم کرد

چو سوختم و روشنم شد این نکته

که عمر در سر این طمع خواهم کرد

شود شود نشود سر نهم در این سودا

بطالتم پی تحصیل کام خواهم کرد

چو فیض در طلبش دائما به ناله و آه

به جای ورد سحر با امام خواهم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳به کوی مهدی هادی گذر توانی کرد
  2. شمارهٔ ۵۴سال‏‌ها دل طلب وصل تو از ما می‏‌کرد
  3. شمارهٔ ۵۵پیشتر زانکه خدا خشت و گل آدم زد
  4. شمارهٔ ۵۶نقدها را بود آیا که عیاری گیرند؟
  5. شمارهٔ ۵۷کی باشد آن که مهدی ما پرده‌‏در شود
  6. شمارهٔ ۵۸جان بی‏لقای مهدی ذوقی چنان ندارد
  7. شمارهٔ ۵۹آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
  8. شمارهٔ ۶۰بخت از قدوم دوست نشانم نمی‏‌دهد
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.