پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

زهی خجسته زمانی که یار باز آید

به کام غمزدگان غمگسار باز آید

اگر فدای امام زمان نخواهد شد

ز سر چه گویم و سر خود چکار باز آید

به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم

به آن امید که آن شهسوار باز آید

دی خفا چه جفاها که کرد و دل بکشید

به بوی آن که دگر نوبهار باز آید

غمین مباد که عمرت در انتظار گذشت

که جان عمر پس از انتظار باز آید

ز نقش بند قضا هست امید آن ای فیض

که آن امید دل بی‏قرار باز آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰کو ره آن که نهم سوی شما گامی چند
  2. شمارهٔ ۵۱چو باد عزم سرای امام خواهم کرد
  3. شمارهٔ ۵۲مرا شوق حضور او ز سر بیرون نخواهد شد
  4. شمارهٔ ۵۳به کوی مهدی هادی گذر توانی کرد
  5. شمارهٔ ۵۴سال‏‌ها دل طلب وصل تو از ما می‏‌کرد
  6. شمارهٔ ۵۵پیشتر زانکه خدا خشت و گل آدم زد
  7. شمارهٔ ۵۶نقدها را بود آیا که عیاری گیرند؟
  8. شمارهٔ ۵۷کی باشد آن که مهدی ما پرده‌‏در شود
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.