پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷

همای اوج سعادت به دام ما افتد

امام را گذر ار بر مقام ما افتد

حباب‏وار براندازم از نشاط کلاه

میئی ز معرفتش گر به جام ما افتد

ز سلسبیل معارف که نوشد او یا رب

که قطره‏ای ز زلالش به کام ما افتد

به بارگاه رفیعش که مهر و مه نرسد

کی اتفاق مجال سلام ما افتد

کند ز مغرب غیب آفتاب او چو طلوع

بود که پرتو نورش به بام ما افتد

خوش آن دمی که خبر آید از قدوم امام

نسیم گلشن جان در مشام ما افتد

چو آفتاب شود نوربخش ذره ما

به ما اگر نظری از امام ما افتد

به ناامیدی از این در مرو بزن فالی

بود که قرعه دولت به نام ما افتد

چه عیش‏ها که کنیم و چه شکرها ای فیض

دمی که او گذرش بر مقام ما افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹اگر آن نائب رحمان ز درم باز آید
  2. شمارهٔ ۵۰کو ره آن که نهم سوی شما گامی چند
  3. شمارهٔ ۵۱چو باد عزم سرای امام خواهم کرد
  4. شمارهٔ ۵۲مرا شوق حضور او ز سر بیرون نخواهد شد
  5. شمارهٔ ۵۳به کوی مهدی هادی گذر توانی کرد
  6. شمارهٔ ۵۴سال‏‌ها دل طلب وصل تو از ما می‏‌کرد
  7. شمارهٔ ۵۵پیشتر زانکه خدا خشت و گل آدم زد
  8. شمارهٔ ۵۶نقدها را بود آیا که عیاری گیرند؟
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.