پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

نفس باد صبا مشک‏‌فشان خواهد شد

عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

یعنی این تیره شب غیبت مهدی روزی

از دم صبح حضورش لمعان خواهد شد

عالم ار پیر شد از جور و ستم باکی نیست

از قدوم شه دین امن و امان خواهد شد

مشکلاتی که به دل‏ ها شده عمری است گره

حل آنها همه در لحظه آن خواهد شد

دانش کسبی صد ساله این مدعیان

نزد علمش به مثل برگ خزان خواهد شد

این اباطیل و اکاذیب که شایع شده است

همه را حضرت او محوکنان خواهد شد

طعنه بر حق چه زنی ای که به باطل غرقی

تو به این غرّه مشو نوبت آن خواهد شد

فیض اگر در قدم حضرت او جان بخشد

زین جهان تا به جنان رقص‌‏کنان خواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸زهی خجسته زمانی که یار باز آید
  2. شمارهٔ ۴۹اگر آن نائب رحمان ز درم باز آید
  3. شمارهٔ ۵۰کو ره آن که نهم سوی شما گامی چند
  4. شمارهٔ ۵۱چو باد عزم سرای امام خواهم کرد
  5. شمارهٔ ۵۲مرا شوق حضور او ز سر بیرون نخواهد شد
  6. شمارهٔ ۵۳به کوی مهدی هادی گذر توانی کرد
  7. شمارهٔ ۵۴سال‏‌ها دل طلب وصل تو از ما می‏‌کرد
  8. شمارهٔ ۵۵پیشتر زانکه خدا خشت و گل آدم زد
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.