پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود

پیش پائی به چراغ تو ببینم چه شود

یارب اندر کنف سایه مولای زمان

که من سوخته یک دم بنشینم چه شود

آخر ای خاتم انوار هدایت آثار

گر فتد عکس تو بر لعل نگینم چه شود

یک نفس جلوه کنی تا که به مرآت رخت

صورت و سیرت جد تو ببینم چه شود

چون به دل مهر تو دارم منگر نیک و بدم

گر چنانم چه بود یا که چنینم چه شود

صرف شد عمر گرانمایه به امید واسف

تا از آنم چه به پیش آید و اینم چه شود

عمرت ای فیض گر اینسان گذرد روز به روز

دانم از پیش که احوال نسیمم چه شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴صد شکر که نخل سخنم خوش ثمر افتاد
  2. شمارهٔ ۴۵نه هر که روی نبی دید سروری داند
  3. شمارهٔ ۴۶نفس باد صبا مشک‏‌فشان خواهد شد
  4. شمارهٔ ۴۷همای اوج سعادت به دام ما افتد
  5. شمارهٔ ۴۸زهی خجسته زمانی که یار باز آید
  6. شمارهٔ ۴۹اگر آن نائب رحمان ز درم باز آید
  7. شمارهٔ ۵۰کو ره آن که نهم سوی شما گامی چند
  8. شمارهٔ ۵۱چو باد عزم سرای امام خواهم کرد
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.