پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱

ز هجر مهدی هادی است کار و بارم تلخ

گذشت زین غم جانسوز روزگارم تلخ

شراب وصل تو روزی شود مگر روزی

که در خیال جز اینست هرچه آرم تلخ‏

حلاوتی ز عبادت نمی‏چشم بی تو

کجا دهد بر شیرین چو تخم کارم تلخ

بری ز عمر نخوردم که لذتی بخشد

به غیر حرف تو باشد هر آنچه آرم تلخ

دهان به ذکر تو شیرین کنم مگر که به لب

به غیر حرف تو باشد هر آنچه آرم تلخ

نه ذکر تست همانا حلاوت سخنم

که هست حرف دگر هرچه می‏نگارم تلخ

اگرچه شهد خورم زهر باشدم در کام

که همچو فیض بود بی تو کار و بارم تلخ‏

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳دست از طلب ندارم تا کام من برآید
  2. شمارهٔ ۴۴صد شکر که نخل سخنم خوش ثمر افتاد
  3. شمارهٔ ۴۵نه هر که روی نبی دید سروری داند
  4. شمارهٔ ۴۶نفس باد صبا مشک‏‌فشان خواهد شد
  5. شمارهٔ ۴۷همای اوج سعادت به دام ما افتد
  6. شمارهٔ ۴۸زهی خجسته زمانی که یار باز آید
  7. شمارهٔ ۴۹اگر آن نائب رحمان ز درم باز آید
  8. شمارهٔ ۵۰کو ره آن که نهم سوی شما گامی چند
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.