پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

سئوال طلعت از آن حضرت ارچه بی‏ادبی است

زبان خموش ولیکن دهان پر از عربی است

نهفته حق رخ و باطل به عشوه جلوه‏کنان

بسوخت عقل ز حیرت که این چه بوالعجبی است

ز شوق نور حضورش بسوخت دل آری

چراغ مصطفوی با شرار بولهبی است

به نیم جو نخرم طاق قیصر و کسری

مرا که درگهش ایوان و سایه‏اش طلبی است

علاج درد دل ما شراب وصل شماست

نه در صراحی و چینی و شیشه و حلبی است

ز فیض مهر تو دل را امیدواری‏ها

به گریه سحری و نیاز نیم‏شبی است

مپرس سرّ نهان بودن امام ای فیض

که کارهای خدا را سئوال بی‏ادبی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰بیا بیا که ز هجر تو کار دل زاریست
  2. شمارهٔ ۳۱مردم دیده ما جز به رهت ناظر نیست
  3. شمارهٔ ۳۲دل سراپرده محبت اوست
  4. شمارهٔ ۳۳کس نیست که او منتظر وصل شما نیست
  5. شمارهٔ ۳۴روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
  6. شمارهٔ ۳۵ای هدهد صبا به سبا می‏‌فرستمت
  7. شمارهٔ ۳۶رواق منظر چشم من آشیانهٔ تست
  8. شمارهٔ ۳۷راز دل با تو گفتنم هوس است
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.